نماد اطلاع رسانی
به سفرهای تک نفره، خصوصی، خانوادگی و گروه‌های کوچک ما که از قبل برنامه‌ریزی شده‌اند، بپیوندید سفر خود را برنامه ریزی کنید

لرد کریشنا جانمشتامی – داستانی درباره لرد کریشنا

لرد کریشنا جانماشتامی

جشن جانماشتامی لرد کریشنا یکی از برجسته‌ترین جشنواره‌هایی است که توسط جامعه هندو در سراسر جهان جشن گرفته می‌شود. این جشن‌ها اهمیت شکوه خیر بر شر و رنگ و بوی عاشقانه داستان‌هایی را که چندین هزار سال در مورد لرد کریشنا و همسرش، رادا، گفته شده است، به ارمغان می‌آورد. لرد کریشنا همچنین تجسم لرد ویشنو است که گفته می‌شود برای پایان دادن به شر در دواپار یوگ، به شکل انسان روی زمین متولد شده است.

به همین ترتیب، در روز تولد لرد کریشنا، کریشنا جانماشتامی در شروان (آگوست-سپتامبر) جشن گرفته می‌شود. در سال دو هزار و بیست و سه، این جشن به مدت دو روز متوالی برگزار شد و در سال ۲۰۲۴، یک بار جشن گرفته شد. این جشن به صورت‌های فلکی در طول تاریخ بستگی دارد. علاوه بر این، این جشنواره همچنین نشان دهنده اجرای آموزه‌های کریشنا است، همانطور که در باگاواد گیتا آمده است.

در این مقاله، هر آنچه را که ممکن است علاقه‌مند به دانستن در مورد لرد کریشنا و کریشنا جانماشتامی باشید، ذکر کرده‌ایم. برای کسب اطلاعات بیشتر، حتماً تا انتها بخوانید!

چرا لرد کریشنا جانمشتامی جشن گرفته می شود؟

کریشنا جانماشتامی به دلایل زیادی جشن گرفته می‌شود. و این جشن چیزی بیش از یک اهمیت صرف است. لرد کریشنا یکی از گرامی‌ترین چهره‌ها در هندوئیسم است. پیروان خدا همیشه به دنبال تحسین او به هر شکل و شیوه‌ای هستند. کریشنا در زندان متولد شد و زندگی خود را به عنوان یک گاودار گذراند. او هیچ چیز شاهانه‌ای در مورد خود نداشت و در کنار هر گاودار دیگری در ورینداوان بزرگ شد که فلوت او را می‌نواخت. با این حال، او از کودکی مریدان و پیروانی داشت. همه الوهیت او را، حتی در معصومانه‌ترین و استانداردترین شکل، تشخیص می‌دادند.

تولد کریشنا جانماشتامی چیزی بیش از جشن تولد اوست؛ این جشنی برای آموزه‌ها، ارزش‌ها و ویژگی‌هایی است که لرد کریشنا در زندگی خود داشته است. این جشنواره شامل رنگ‌ها، موسیقی، رقص‌ها، خوراکی‌های خوشمزه و سایر اعمال شادی‌آور است. لرد کریشنا بیشتر به خاطر شیطنت‌هایش و یافتن راهی برای جشن گرفتن حتی کوچکترین شادی‌های زندگی شناخته می‌شد. این تمام چیزی است که این جشنواره به آن می‌پردازد.

از دوران باستان و برای سال‌های آینده، کریشنا جانماشتامی جشنی فراتر از سالگرد تولد بوده است. علاوه بر این، برای کسانی که داستان‌های عامیانه هندو، به ویژه حماسه مهابهاراتا را دنبال کرده‌اند، این روز همچنین روزی است که شوخ‌طبعی، شجاعت، انعطاف‌پذیری و درستکاری را جشن می‌گیرد. علاوه بر این، این روز همچنین زمانی جشن گرفته می‌شود که خوبی بر بدی و بی‌عدالتی پیروز می‌شود. به هر حال، آموزه‌های کریشنا در همین مورد است. بسیاری از آموزه‌ها و ارزش‌های او در باگاواد گیتا نیز مطرح شده است.

لرد کریشنا جانمشتامی چگونه جشن گرفته می شود؟

کریشنا جانماشتامی به روش‌های مختلفی جشن گرفته می‌شود. علاوه بر این، یکی از بهترین ویژگی‌های این جشن این است که همه می‌توانند این جشنواره را جشن بگیرند. هر ساله، در مکان‌هایی که لرد کریشنا پرستش می‌شود، صدها و هزاران زائر برای اقامه نماز به لرد کریشنا می‌روند. برخلاف بسیاری از جشنواره‌هایی که خشونت و فداکاری را توجیه می‌کنند، کریشنا جانماشتامی مهربانی و عطوفت را در شیوه‌های زندگی موعظه می‌کند و عشق به حیوانات، به ویژه گاوها را که از کودکی در ورینداوان کریشنا را همراهی کرده‌اند، گسترش می‌دهد.

در ادامه به برخی از روش‌های جشن کریشنا جانماشتامی اشاره شده است:

خشک دهن

اگرچه خیلی رایج نیست، اما بسیاری از عبادت‌کنندگان تمایل دارند روزه بگیرند. تا زمانی که پوجا (عبادت) لرد کریشنا را تمام نکنند، احتمالاً روزه می‌گیرند و بعد از غروب آفتاب آن را می‌شکنند. گفته می‌شود روزه فواید زیادی برای سلامتی دارد و در این روز، اهمیت دیگری هم دارد، اهمیتی که باعث می‌شود عابدان با قلبی پاک به پروردگارشان متعهد بمانند. روزه همچنین به عابدان این امکان را می‌دهد که قبل از اینکه خودشان غذا بخورند، به خدای خود که می‌خواهند به او غذا بدهند و به او احترام بگذارند، احترام بگذارند.

 مراسم تاب خوردن

یک بت از بعل کریشنا (مرتبط با شکل نوزادی کریشنا) در یک جولا یا تاب تاب داده می‌شود. این کار آرامش را به قلب کسانی که او را روی تاب کوچکش می‌چرخانند، می‌آورد. ظاهر بت کریشنا و تاب شبیه به هم است. این بت همچنین "لادو گوپال" نامیده می‌شود. این مراسم به معنای چرخاندن نوبت به نوبت کریشنا، همانطور که والدین خوانده‌اش انجام می‌دادند، است. این مراسم در مورد پرورش، مراقبت و صرفاً خواندن لالایی برای شکل نوزاد اوست.

مراسم شکستن گلدان

مراسم شکستن کوزه در طول جشن کریشنا جانماشتامی بیشتر در بمبئی، پایتخت هند، رایج است. در اینجا، مردم جمع می‌شوند و یک کوزه پر از ماست را از طریق طنابی عبور می‌دهند. دسته‌ای از مردان، که نقش دوستان لرد کریشنا را بازی می‌کنند و او را در شیطنت‌هایش همراهی می‌کنند، از یکدیگر بالا می‌روند تا اینکه کسی که نقش خود کریشنا را بازی می‌کند، خودش کوزه را بشکند. در میان اعمال مختلف کریشنا، این نشانه‌ای از معصومیت و بازیگوشی است. این سنت نیز نسل به نسل در طول قرن‌ها منتقل شده است.

 جشن‌های نیمه‌شب

کریشنا جانماشتامی نه تنها در طول روز، بلکه در نیمه شب نیز جشن گرفته می‌شود. کریشنا در نیمه شب متولد شد. از این رو، زمان جشن همین است. افرادی که جشنواره جانماشتامی را آغاز می‌کنند، لباس‌های تزئینی کوچک و خوراکی‌های لذیذ، از جمله شیرینی و پانچامریتا، همراه با خواندن باجان و لالایی برای استقبال از کریشنای نوزاد به خانه‌هایشان آماده می‌کنند. این کار صرفاً به عنوان نشانه‌ای از فداکاری و عشق به شکل نوزاد کریشنا انجام می‌شود. علاوه بر این، هر چه زودتر مریدان این مراسم را شروع کنند، احتمالاً با درک کامل جوهره این روز، لذت بیشتری خواهند برد.

راس لیلا

راس لیلا به نمایش‌ها و رقص‌های نمایشی اشاره دارد که در مکان‌های مختلفی که کریشنا جانماشتامی جشن گرفته می‌شود، اجرا می‌شوند. راس لیلا همچنین اشاره‌ای به رویدادی است که گمان می‌رود در ورینداوان رخ داده است. کریشنا همیشه الهی بوده است. با این حال، عشق و ارادت او به رادا به اندازه رادا مورد توجه گوپی‌ها نبود، زیرا آنها به اندازه رادا مشتاق بودن با کریشنا بودند. اما هیچ چیز برای کریشنا غیرممکن نبود. او به این معروف بود که همزمان در بدن‌های جداگانه در قالب‌های خود گسترش می‌یابد. به این ترتیب او در کنار رادای محبوبش ماند و گوپی‌ها را ناامید نکرد.

راس لیلا عمدتاً به عنوان یک اجرای رقص به تصویر کشیده شده است که در آن رادا در کنار کریشنا می‌ماند و به صدای فلوت دل‌انگیز او گوش می‌دهد و هر گوپی نسخه‌ای از راس کریشنا را برای رقصیدن دریافت می‌کند. این نشان می‌دهد که کریشنا، اگرچه یک معشوق منحصر به فرد داشت، اما نمی‌خواست گوپی‌ها را که به اندازه معشوقش عاشق او بودند، ناامید کند.

در طول جشن راس لیلا برای کریشنا جانماشتامی، بازیگران لباس‌های مخصوص می‌پوشند و از وسایل صحنه برای اشاره به وقایع زندگی لرد کریشنا استفاده می‌کنند. اغلب اوقات، این برنامه پایانی برای روز فرخنده کریشنا جانماشتامی در مندیرهای مختلف است.

شری لرد کریشنا جانمشتامی پوجا چگونه انجام می شود؟

پوجای شری کریشنا جانماشتامی در چندین مرحله انجام می‌شود. اگرچه هیچ استاندارد مشخصی برای نحوه انجام پوجا توسط یک عابد وجود ندارد، اما روش‌های استانداردی وجود دارد که می‌توان به مراحل مذهبی آن پایبند بود. این پوجا چیزی بیش از اهدای نذورات به خوبی‌ها است؛ این پوجا همچنین در مورد شفای شخصی و یافتن خود از نظر معنوی است.

در زیر چند روش برای انجام شری کریشنا جانماشتامی پوجا آمده است:

روز قبل از پوجا

آماده‌سازی برای پوجا (جشن) شری کریشنا جانماشتامی یک روز قبل از تاریخ واقعی جانماشتامی آغاز می‌شود. معابد و مکان‌هایی که پوجا در آنها برگزار می‌شود، تمیز و تطهیر می‌شوند. مؤمنان همچنین روزه خود را زود شروع می‌کنند تا بهترین عملکرد خود را در این جشن داشته باشند. علاوه بر این، محراب پوجا از قبل آماده می‌شود تا مراسم زودتر برگزار شود.

حمام مقدس

حمام کردن راهی برای زدودن ناخالصی‌ها از بدن بیرونی محسوب می‌شود. پیش از رفتن به سوی پوجا جانماشتامی شری کریشنا، مریدان حمام می‌کنند. بسیاری از مریدان به رودخانه‌های مقدس، از جمله یامونا، می‌روند تا گناهان خود را قبل از شروع عبادت در روز بعد یا صبح نزدیک پاک کنند. پس از آن، پانچامریتا می‌نوشند و بت را می‌پوشانند. هنگامی که یک مریدان آماده شروع آماده شدن برای پوجا می‌شود، آماده کردن بت محبوب کریشنا نیز به همان اندازه اجباری است.

پیشنهادات

بت کریشنا با پیشکش‌های خوراکی، از جمله شیرینی، میوه و غیره (که به عنوان بوگ نیز شناخته می‌شود) تقدیم می‌شود. به همین ترتیب، بت او نیز با گل و برگ‌های تولسی تزئین شده است. این راهی برای خوشحال کردن خدای نوزاد است. نه تنها بت نوزاد پرستش می‌شود، بلکه بت‌های شکل بزرگسالی کریشنا نیز پرستش می‌شوند.

باجان‌ها و هارمونی‌های مذهبی

لرد کریشنا بیشتر به خاطر تسلطش بر فلوت شناخته می‌شود. مریدان او تمایل دارند در حالی که به باجان‌های مذهبی می‌پردازند تا او را خوشحال کنند، فلوت بنوازند و با صدای موسیقی هماهنگ شوند. آنها معمولاً یک مانترا را مرتباً تکرار می‌کنند: «هاره کریشنا، رادهی رادهی». هر کجا که جشن برگزار می‌شود، در هر کوچه دیگری، به ویژه در معابد اختصاص داده شده به لرد کریشنا، سرودهای باجان را خواهید شنید. در کل، حال و هوای این مکان‌ها دلنشین و شفابخش است.

آراتی

تقدیم آراتی به خدای کریشنا به معنای تقدیم نور و پرستش به یک شکل است. شمع‌ها و چراغ‌های کره‌ای در مقابل بت کریشنا روشن می‌شوند. در طول آراتی، بشقاب پرستش چندین بار در جهت عقربه‌های ساعت چرخانده می‌شود تا هاله‌ای خوب و ارتعاشی به بت منتقل شود. علاوه بر این، زنگ‌ها به صدا در می‌آیند و دوباره به بت هدایایی داده می‌شود که به زودی به عنوان پراساد استفاده خواهند شد.

توزیع پراساد

پراساد به پیشکش‌هایی گفته می‌شود که به بت کریشنا تقدیم می‌شود. پس از اتمام مراسم آراتی، عبادت‌کنندگان مقداری پراساد، چه شیرینی، گل یا میوه، در کف دست خود می‌گیرند. پراساد تقدیمی هرگز نباید رد شود، زیرا بی‌احترامی به خداوند تلقی می‌شود. عبادت‌کنندگان معمولاً پس از عبادت برای دریافت پراساد صف می‌کشند. بسیاری تمایل دارند پراساد را به خانه ببرند تا آن را با خانواده خود تقسیم کنند. در مجموع، پوجا پس از انجام این کار کامل می‌شود.

مکان‌های مرکزی که در آنها لرد کریشنا پرستش می‌شود

هر ساله بیش از یک کشور، جشن کریشنا جانماشتامی را برگزار می‌کند. کشورهایی که کریشنا جانماشتامی را جشن می‌گیرند عبارتند از هند، نپال، موریس، فیجی، ترینیداد و توباگو و گویان. به همین ترتیب، با گسترش بومیان این کشورها در سراسر جهان، پیروان می‌توانند کریشنا جانماشتامی را حتی در کشورهای غربی مانند ایالات متحده آمریکا، استرالیا، کانادا، انگلستان و غیره جشن بگیرند.

هندوئیسم به فرهنگ یا قومیت خاصی محدود نمی‌شود. از این رو، پیروانی از سراسر جهان با پیشینه‌های قومی مختلف برای پرستش لرد کریشنا در معابد او صف می‌کشند. انجمنی به نام انجمن بین‌المللی آگاهی کریشنا (ISKCON) در چندین مکان در سراسر جهان مستقر است.

از آنجایی که کریشنا جانماشتامی در هند سرچشمه گرفته است، مکان‌هایی که بیشترین پیروان را در این دوران داشته‌اند، ورینداوان، ماتورا و دوارکا هستند. این مکان‌ها تاریخ لرد کریشنا را در خود جای داده‌اند. ورینداوان به عنوان مکانی شناخته می‌شود که لرد کریشنا به عنوان یک چوپان بزرگ شده است، ماتورا مکانی است که والدین کریشنا توسط عموی مادری‌اش، کانس، در آنجا اسیر بودند و دوارکا پادشاهی است که لرد کریشنا پس از ترک ماتورا تأسیس و بر آن حکومت کرد.

معبد کریشنا یکی از محبوب‌ترین مکان‌ها در نپال است، اما در طول جشن کریشنا جانماشتامی همچنان شلوغ و پرجنب‌وجوش باقی می‌ماند. این مکان زمانی انتخاب شد که پادشاه پاتان در لالیتپور خواب دید که لرد کریشنا با همسرش، رادا، در حیاط کاخ می‌رقصند. در مدت کوتاهی، پادشاه بهترین معماران را مأمور کرد تا معبد کریشنا را از یک سنگ سفت و سخت بسازند.

این مکان‌ها بیشتر به عنوان مکان‌های زیارتی شناخته می‌شوند. شما افرادی از همه قومیت‌ها را خواهید دید، نه فقط هندی‌ها. از غرب گرفته تا کشورهای مختلف آسیایی، شاهد حضور همه قومیت‌ها خواهید بود.

داستان‌هایی از لرد کریشنا جانماشتامی و اهمیت آنها

داستان‌های متعددی درباره لرد کریشنا قرن‌هاست که نسل به نسل منتقل شده است. از تولد او تا ازدواجش با ۱۶۱۰۸ همسر، از شکست دادن قدرتمندترین شیاطین گرفته تا هدایت پانداواها در طول جنگ مهابهاراتا، هر داستان اهمیت خود را در هندوئیسم دارد. در حالی که او در مکان‌های مختلف هند متولد و بزرگ شده است، فقط هندی‌ها نیستند که کریشنا جانماشتامی را جشن می‌گیرند.

قبل از اینکه عمیق‌تر به اهمیت جشن کریشنا جانماشتامی بپردازید، چند داستان زیر را باید در نظر داشته باشید:

 تولد لرد کریشنا

لرد کریشنا فرزند پرنسس دواکی و واسودوا، خواهر شاه کانز از ماتورا، بود. کانز در حالی که به خواهرش بسیار علاقه داشت، مطمئن شد که خواهرش را به باشکوه‌ترین شکل ممکن به ازدواج بدهد.

با این حال، در یک کابوس، صدایی او را راهنمایی کرد تا هشتمین فرزند خواهرش را بکشد، که همانطور که آن صدا گفته بود، مرگ و در نهایت دلیل مرگ او تلقی می‌شد. این امر او را مجبور کرد تا جان خود را به روشی که خواهر و برادر همسرش هرگز فکرش را هم نمی‌کردند، نجات دهد. او هر دوی آنها را به زندان انداخت. او مطمئن شد که هر کودکی را که از رحم دواکی به دنیا می‌آمد، بکشد.

لرد ویشنو به شکل انسانی خود، کریشنا، از رحم دواکی متولد شد. اندکی پس از تولد این کودک الهی، واسودوا از زنجیر و محدودیت‌های زندان چهاردیواری آزاد شد. شب بارانی بود و واسودوا توسط چتری که ناگ‌ها (مارهای چند سر) بر فراز رودخانه یامونا قرار داده بودند، در برابر باران محافظت می‌شد.

واسودوا سپس از دوستش، ناندا از ورینداوان، التماس کرد که فرزندش را نگه دارد و او را از خشم پادشاه بی‌رحم نجات دهد. روز تولد او، در طول شراوان (باران موسمی)، هنوز هم به عنوان کریشنا جانماشتامی جشن گرفته می‌شود. کریشنا توسط ناندا و همسرش، یاشودا، مانند فرزند خودشان بزرگ شد. در عوض، تولد خداوند، تصویری از مسیرهای ناهمواری بود که والدینش برای حفظ امنیت و زنده ماندن او طی کردند، اما همچنین نشان می‌دهد که چگونه حتی تولد او پیروزی خیر بر شر بود.

پیروزی کریشنا در برابر شیاطین شرور

معروف است که لرد کریشنا در سنین بسیار کم، خطرناک‌ترین شیاطین را شکست داده است. وقتی کانس نوزاد بود، فهمید که برادرزاده‌اش، نیروی نهایی احتمالی‌اش، هنوز زنده است. از این رو، شیاطین زیادی را برای کشتن او فرستاد، اما هیچ‌کدام فایده‌ای نداشت.

یکی از این داستان‌های معروف مربوط به زمانی است که پوتانا (دیو ماده) برای کشتن کریشنا فرستاده شد و او را با سینه سمی خود تغذیه کرد. در حالی که روستاییان و حتی یاشودا، مادرخوانده کریشنا، نتوانستند ظاهر نقابدار دیو ماده را تشخیص دهند، کریشنای نوزاد او را شناخت و سینه‌اش را گاز گرفت تا اینکه از حال رفت و مرد. آن زمان بود که همه در روستا فهمیدند که کریشنا با کشتن دیو ماده جان خود را نجات داده است.

برخی دیگر از شیاطین دیگر که لرد کریشنا به طور مشهور شکست داد، همانطور که در چندین داستان او گفته شده است، عبارتند از ناراکاسورا، کشین، دانتاواکرا، ناراکاسورا، پانکاجانا، شیشوپالا، سانکاکودا، ساکاتاسورا، تریناوارتا، واتساسورا، باکاسورا، آغاسورا، آریستاسورا، ویوماسورا، کانورا سایدور، و کانوراسورا.

مرگ کانس باید بیشترین شهرت را در نوشته‌های هندو داشته باشد. اگرچه او بسیار وحشی بود، در چندین نوع هنرهای رزمی آموزش دیده بود و در مورد تاکتیک‌های به دام انداختن کسی در بستر مرگ بسیار آگاه بود، اما پادشاه ماتورا نتوانست خود را از قدرت الهی لرد کریشنا نجات دهد. در سفرش به ماتورا، کریشنای جوان با برادر بزرگترش بالرام همراه بود که فیل دیوانه‌ای را که برای پا گذاشتن روی هر دو برادر و کشتن آنها فرستاده شده بود، شکست داد.

با وجود تلاش‌های متعدد کانس برای کشتن کریشنا، ترس او از مرگ و بی‌رحمی‌اش بود که به زندگی‌اش پایان داد. به هر حال، درست است که پایان او از رحم دیواکی بود و همه اینها به دلایلی بود که او خود را به درون آن انداخته بود. وقتی کریشنا در مبارزه با عموی مادری‌اش پیروز شد، واسودف و دیواکی را از زنجیر پادشاه آسورا آزاد کرد. همچنین گفته می‌شود که این اولین باری بود که پس از تولدش، لرد کریشنا با والدینش ملاقات کرد.

داستان‌های لرد کریشنا و آسوراها از طریق کتاب‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و حتی کارتون‌ها برای افراد در هر سنی روایت و بازگو شده است. شکست او در برابر آسوراها به سرعت این روایت را تثبیت می‌کند که خوبی همیشه بر بدی پیروز می‌شود.

شرح کریشنا در داستان‌ها

اگرچه کریشنا به عنوان یکی از قوی‌ترین خدایان در اساطیر هندو شناخته می‌شود، اما شکی نیست که جذابیت او قلب گوپی‌ها (چوپانان ورینداوان) را ربوده است. حتی امروزه، هندوها لرد کریشنا را زیباترین چهره الهی می‌دانند که تاکنون به وجود آمده است. کریشنا به عنوان کسی با پوست تیره توصیف می‌شود که در نقاشی‌ها و مجسمه‌ها نیز به رنگ آبی نشان داده شده است. علاوه بر لرد کریشنا، لرد ویشنو و دیگر شکل انسانی او، لرد راما، نیز به رنگ آبی نشان داده شده‌اند.

به همین ترتیب، گفته می‌شود که او پاهای نیلوفری دارد، پاهایی به شکل نیلوفر آبی با همان خلوص ظاهری. تصاویر مختلفی از ظاهر او وجود دارد، از شکل نوزادی‌اش گرفته تا شکل بزرگترش در ماهابهاراتا. او اغلب به خاطر موهای تیره و فرفری، چشمان بزرگ و زیبا، گونه‌های گلگون و لب‌هایی که کاملاً خوش‌فرم و همیشه خندان هستند، شناخته می‌شود. در تمام نقاشی‌ها و تصاویر او، همیشه لبخندی ملایم بر چهره‌اش خواهید دید.

هر چقدر هم که او به عنوان یک جنگجوی قوی که آسوراهای شیطانی را می‌کشد نشان داده شده باشد، به خاطر روش‌های ملایم، طبیعت آرام و شخصیتی با حس شوخ‌طبعی عالی، عشق به شیطنت و هاله ای از مثبت اندیشی نیز شناخته می‌شود. به سختی می‌توان تصویر یا اشاره‌ای به لرد کریشنا یافت که در آن او حتی در زمان جنگ، خشمگین نشان داده شده باشد.

گفته می‌شود کریشنا پس از رادا، همسرش، زیباترین انسان در ورینداوان بوده است. هر کسی که به او نگاه می‌کرد، از زیبایی‌اش شگفت‌زده می‌شد، آنقدر زیبا که می‌توانست با خیال راحت از شر شیطنت‌هایش خلاص شود.

از سوی دیگر، ظاهر او در ماهابهاراتا به عنوان شخصیتی خشن اما در عین حال با هاله‌ای از آرامش توصیف شده است. قدرت و شخصیت لرد کریشنا به اندازه‌ای قدرتمند بود که کسانی را که نیت‌های نادرستی داشتند، مرعوب می‌کرد، که این هیچ ارتباطی با ظاهر فیزیکی او ندارد. برخلاف دوران کودکی و نوجوانی‌اش، کریشنا لبخند بازیگوشانه خود را به دوران جوانی‌اش بازمی‌گرداند و در چندین تصویر از بزرگترین جنگ دواپار یوگا، چهره‌ای مصمم دارد.

ویژگی‌های کریشنا در داستان‌ها

لرد کریشنا، همانطور که در داستان‌هایش گفته شده، ویژگی‌های متنوعی دارد. از کوچکترین پسر شیطان ناندا، یک گله گاو با استعداد ذاتی در نواختن خوش‌آهنگ‌ترین فلوت، گرفته تا رهبری مقاوم که محبوب‌ترین و برجسته‌ترین جنگ‌ها را در اساطیر هندو رهبری کرده است، بسیاری کریشنا را از طریق ویژگی‌های ظریفش می‌شناسند.

گفته می‌شود که در کودکی، خدای کریشنا ماست و کره را از کوزه‌های گوپیس دزدید تا آنها از بدرفتاری او به یاشودا شکایت کنند. همچنین در افسانه‌های عامیانه آمده است که کریشنا لباس‌های گوپیس را در حالی که در یامونا حمام می‌کردند، دزدید. آنها مجبور شدند به درگاه او گریه کنند و از خدای کودک التماس کنند که در ازای اینکه مادرش را از شیطنت‌های او مطلع نکند، لباس‌هایشان را به آنها برگرداند.

کریشنا همچنین یک دوست فداکار است که برای دوستانش فراتر از حد توانش عمل می‌کند. از محافظت از آنها در برابر شیاطین گرفته تا صرفاً یک دوست وفادار بودن، او نمادی عالی از دوستی و فداکاری واقعی است. گفته می‌شود که یک بار بهترین دوستش از ورینداوان از پادشاهی او بازدید کرد، او چنان احساساتی شد که با جدیدترین و مجلل‌ترین لباس‌ها و کفش‌ها به سوداما ظاهری زیبا داد و هر تجملاتی را که می‌توان تصور کرد به او بخشید.

وقتی که او تقریباً در شرف از دست دادن تمام پادشاهی، ثروت و هویت خود به خاطر فداکاری‌اش برای دوستش بود، همسرش روکمینی او را از این کار باز داشت. علاوه بر این، لرد کریشنا نیز خم شد تا پاهای دوستش را بشوید و با نهایت احترام با او رفتار کرد. این لحظه همچنین در باجان‌ها، نقاشی‌ها و متون مذهبی به تصویر کشیده شده است.

لرد کریشنا در طول جنگ ماهابهاراتا علیه کوراواس و پانداواها، پانداواها را برای پیروزی در جنگ هدایت کرد. خداوند مستقیماً آرجون را در ارابه خود در حالی که در خطرناک‌ترین نبرد تاریخ می‌جنگید، هدایت کرد. لرد کریشنا نه تنها به عنوان مربی پانداواها شرکت کرد، بلکه به آنها سخنان تشویق‌آمیز نیز گفت تا امید خود را در جنگ از دست ندهند. لرد کریشنا همه کارها را از آموزش ارزش‌های اخلاقی گرفته تا دادن درس‌های زندگی، چه از طریق کلمات و چه از طریق اعمال، انجام داد. خدای محبوب هندو که به خاطر روی نرم خود شناخته می‌شود، هرگز از ارائه خشونت به عنوان تلافی خودداری نکرد.

داستان گوواردان پاروات

گوواردان پاروات تپه‌ای است که به گاوها کمک می‌کرد تا گله‌داری کنند و از آن تغذیه کنند. مردم محلی ورینداوان دلبستگی خاصی به این تپه داشتند که در زندگی روزمره آنها مفید بود. همه هندوها، مردم محلی، قبلاً یک جشن روزانه برای لرد ایندرا، خدای باران، برگزار می‌کردند. لرد کریشنا از روستاییان ورینداوان خواست تا گوواردان پاروات را پرستش کنند، زیرا این تپه به روستاییان در پرورش گاو و تهیه غذایشان کمک می‌کرد. همه با این پیشنهاد موافقت کردند و به جای آن، شروع به پرستش تپه کردند.

لرد ایندرا منتظر بود تا روستاییان عبادت خود را در اقامتگاه آسمانی‌اش آغاز کنند. با کمال ناامیدی متوجه شد که روستاییان کاملاً درگیر چیز دیگری هستند. این موضوع او را خوشحال نمی‌کرد. او از نحوه برخورد با تپه‌ای که تا سال گذشته با آن رفتار می‌کرد، بسیار ناامید شده بود. خشم او باعث شد باران‌های شدیدی در ورینداوان ببارد و به مزارع، خانه‌ها و طویله‌های گاو آسیب برساند. روستاییان که جایی برای رفتن نداشتند، نزد کریشنا آمدند و از او التماس کردند که راهی برای خروج از این مشکل به آنها نشان دهد.

سپس لرد کریشنا روستاییان را به گوواردان پاروات هدایت کرد. کریشنای نوجوان با انگشت کوچک خود تپه را بلند کرد و تمام روستا را در زیر آن محافظت کرد. این نه تنها روستاییان، بلکه خود لرد ایندرا را نیز شوکه کرد.

بارش باران برای مدتی متوقف نشد تا اینکه ایندرا متوجه شد قدرت و هوش کریشنا از او مهم‌تر است و در واقع کریشنا فرزندی الهی است که او دست کم گرفته بود. لرد ایندرا بعداً باران را متوقف کرد و اعتراف کرد که به قدرت خود بیش از حد مغرور بوده است. این داستان قدرت عشق و از خودگذشتگی را بر خودخواهی و غرور به تصویر می‌کشد.

لرد کریشنا و دروپادی

دوستی بین لرد کریشنا و دروپادی در اساطیر هندو نیز مشهور است. در حالی که کریشنا در طول ماهاباراتا از نزدیک با پنج پانداوا همکاری می‌کرد، دروپادی با او دوست شد. این دو با هم صمیمی بودند و رابطه‌ای خالص و افلاطونی را رهبری می‌کردند و دروپادی از کریشنا در برابر کوراواهای ظالم، زمانی که شوهران او احساس ضعف و درماندگی می‌کردند، دفاع می‌کرد.

کوراواها، پانداواها را به یک بازی شطرنج دعوت کرده بودند. هر کسی که می‌باخت، مجبور می‌شد عنصری را که متعلق به خودشان بود به حریف بدهد. پانداواها موافقت کردند. این طراح اصلی، شکونی، عموی شرور کوراواها بود که از ساده‌لوحی برادران پانداوا علیه آنها سوءاستفاده کرد و با فساد پیروز شد.

پانداواها ثروت، کاخ و جواهراتی را که در آن زمان به همراه داشتند، از دست دادند. وقتی همه چیز را در بازی از دست دادند، سرانجام از آنها خواسته شد که همسرشان، دروپادی، را که با ارجونا ازدواج کرده بود اما قرار بود با هر پنج برادر به اشتراک گذاشته شود، در مقابل کوراواها برهنه کنند. او را در دوران قاعدگی با موهایش به کاخ خود کشیدند. شوهران او نتوانستند از او محافظت کنند زیرا به کوراواها قول داده بودند که هر چیزی را که بخواهند در معرض خطر قرار دهند.

دستان لرد کریشنا بسته بود. او می‌دانست که نمی‌تواند جلوی اتفاقات ناگوار علیه دروپادی را بگیرد، زیرا شوهران او قبلاً قول داده بودند که با کوراواهای شرور چه خواهند کرد. اما او تمام تلاش خود را کرد. هنگامی که دروپادی را به زور جلوی همه برهنه می‌کردند، لرد کریشنا به حمایت او آمد و پارچه‌ای را که او پوشیده بود تا جایی که می‌توانست بلند کرد. هر چه بیشتر کشیده می‌شد، پارچه بیشتر رشد می‌کرد. در حالی که او گریه می‌کرد و برای عزت خود التماس می‌کرد، شوهرانش کاری نمی‌توانستند انجام دهند جز اینکه با وحشت به او نگاه کنند.

برای کوراواهای شرور آشکار نشد که چگونه دروپادی قربانی، در حالی که آنها بیشترین تلاش را برای برهنه کردن او می‌کردند، پارچه‌های بی‌پایانی به او می‌دادند. کریشنا پنهان ماند تا دوستش دروپادی را از خشم بیشتر حاکمان ظالم محافظت کند.

لرد کریشنا و ۱۶۱۰۸ همسر او

لرد کریشنا با ۱۶۱۰۸ همسر ازدواج کرده بود. با این حال، این را نمی‌توان به عنوان راهی برای عدم وفاداری او به یک شریک زندگی در نظر گرفت. او علیه بی‌عدالتی جنگید. هنگامی که هزاران زن در اسارت پادشاه ناراکاسورا، پادشاه اهریمنی، گرفتار شدند، او مجبور شد آنها را از اسارت نجات دهد. تنها راه برای رهایی زنان بی‌پناه، ازدواج با همه آنها بود. لرد کریشنا بدون تردید و لحظه‌ای تأمل، با همه آنها ازدواج کرد. گفته می‌شود که کریشنا پس از بازگشت به کاخ خود در دوارکا، همه همسران خود را به خانه آورد و آنها را در آنجا نگه داشت.

به همین ترتیب، لرد کریشنا نیز با روکمینی ازدواج کرد. او مانند همسر معروفش، رادا، تجسم الهه لاکشمی محسوب می‌شود. روکمینی همیشه جایگاه والایی در قلب کریشنا داشت و کریشنا به او به عنوان همسرش احترام می‌گذاشت. اگرچه نام رادا به طور عاشقانه با کریشنا مرتبط است، اما روکمینی نقش مهمی به عنوان شریک خداوند در کتب مقدس هندو دارد. او همچنین به عنوان فردی فداکار به شوهرش و ستایشگر الوهیت او شناخته می‌شود، همانطور که هر کسی که خداوند را می‌شناسد، این نقش را دارد.

حتی امروزه، زنان بیوه اجازه دارند هولی، جشنواره رنگ‌ها، را در ورینداوان، زادگاه لرد کریشنا، جشن بگیرند. اکثر زنان هندو پس از درگذشت شوهرانشان از جشن گرفتن هولی منع شده‌اند. یک پیرو کریشنا هرگز نباید چنین شادی‌های رنگارنگ زندگی را از دست بدهد، صرف نظر از اینکه شوهرش فوت کرده باشد یا نه.

داستان لرد کریشنا و رادا

داستان لرد کریشنا و رادا همیشه درخشان و ناب بوده است. کریشنا عاشق فداکار رادا بود. گفته می‌شود که یاشودا به دیدار دوستش رفته بود، دختری که چشمانش را باز نکرده بود. وقتی کریشنا برای دیدن او رفت، برای اولین بار چشمانش را باز کرد و او بود که اولین کسی بود که دید. مادران از این موضوع بسیار خوشحال بودند، زیرا رادا و کریشنا به عنوان همبازی و در نهایت به عنوان معشوق با هم باقی ماندند.

آنها با هم در کنار گله‌های گاوهای ورینداوان بزرگ شدند. عشق کریشنا به رادا آنقدر عمیق بود که هر بار کسی از او نام می‌برد، کریشنا از او می‌خواست که نامش را قبل از او صدا بزند. از آنجایی که مریدان فقط برای احترام به درخواست پروردگار برای ابراز عشقش، «رادی کریشنا» را زمزمه می‌کردند. علاوه بر این، رادا به عنوان یکی از زیباترین زنان تاریخ هندو نیز شناخته می‌شود. علاوه بر این، درست همانطور که کریشنا تجسمی از لرد ویشنو است، رادا نیز به عنوان تجسم الهه لاکشمی، همسر لرد ویشنو شناخته می‌شود.

رادا و کریشنا به دلیل یک نفرین مجبور شدند از هم جدا بمانند. و آنها هرگز ازدواج نکردند. با این حال، اگرچه با چندین همسر ازدواج کرده بود، رادا تنها کسی بود که در قلب کریشنا جای داشت و نام او با همسرش گره خورده است. شری رادا به خاطر پوست روشن، لبخند درخشان، چشمان بزرگ و دلنشین و زیبایی‌اش که هیچ زن معمولی نمی‌تواند با آن برابری کند، شناخته می‌شود. هاله و زنانگی او به مظهر زیبایی در اساطیر تبدیل شده است و هنوز هم در باجان‌ها، فولکلورها و غیره در مورد او سروده می‌شود.

ارادت میرا به لرد کریشنا

داستان معروف دیگری درباره لرد کریشنا به هزار سال پیش برمی‌گردد، زمانی که شاهزاده خانمی به نام میرا عاشق یکی از بت‌های لرد کریشنا شد و با فداکاری برای پروردگارش، خود را مجرد نگه داشت. داستان او حتی امروز نیز برای مریدان کریشنا جذاب است. وقتی میرا دختر کوچکی بود، والدینش فداکاری او را بسیار جدی می‌گرفتند. با این حال، با بزرگ شدن او، فداکاری او به کریشنا بیشتر شد. او از ازدواج با هیچ کس دیگری امتناع ورزید و ترک بت کریشنا و بودن با شخص دیگری را بی‌احترامی می‌دانست.

عشق او به کریشنا کاملاً معنوی و از ناب‌ترین شکل بود. حتی امروزه، هر کسی که زندگی خود را وقف موعظه‌ها و آموزه‌های کریشنا کرده باشد، تمایل دارد مجرد بماند. کسانی که مسیر میرا را دنبال می‌کنند، با دوری از دنیای مادی شهوت و طمع، شادی واقعی را در سادگی، مینیمالیسم و ​​​​دین می‌یابند.

به عنوان یک عابد، از کریشنا و لرد کریشنا جانماشتامی چه چیزی می‌توانید بیاموزید؟

در جشن جانماشتامی کریشنا چیزی بیش از شادی کردن در آن مانند هر جشن دیگری وجود دارد. آموزه‌های کریشنا از طریق باگاواد گیتا موعظه شده است. یکی از راه‌هایی که مردم می‌توانند به سعادت ابدی برسند، از خودگذشتگی، پشت سر گذاشتن شهوت و طمع و پذیرش دانش و خرد در طول مسیر است. این یکی از اساسی‌ترین بخش‌های آموزه‌های کریشنا است.

نه تنها تلاوت‌های باگاواد گیتا، بلکه داستان‌های لرد کریشنا نیز تأثیر قابل توجهی بر شنوندگان دارند و اهمیت مهربانی، ملایمت، انعطاف‌پذیری، قدرت و حتی دفاع در صورت لزوم را برجسته می‌کنند. اولین مسیری که لرد کریشنا همیشه انتخاب می‌کرد، حتی در برابر بی‌عدالتی و گناهان، عدم خشونت و مهربانی بود. با این حال، او وقتی اولین تاکتیک عدم خشونت او مؤثر واقع نشد، از شکست دادن شر دریغ نکرد. همه این درس‌ها را می‌توان در زندگی واقعی، حتی امروز، به کار برد.

نتیجه

به عنوان یک پیرو لرد کریشنا، یک فرد می‌تواند دانش منتقل شده توسط خداوند را برای داشتن یک زندگی معنوی بدون خودخواهی، طمع و نیت شیطانی به کار گیرد. لرد کریشنا جانماشتامی جشنی است که در سراسر جهان رواج یافته است و زمان آن فرا رسیده است که همه نه تنها شادی ناشی از این جشن را بپذیرند، بلکه زیبایی اهمیت پشت هر داستان و ارزش مرتبط با لرد کریشنا و کریشنا جانماشتامی را نیز تصدیق کنند.

تضمین بهترین قیمت، تغییر آسان تاریخ، تایید فوری

این سفر را رزرو کنید
چت زنده پشتیبــانی
پوروشوتام تیمالسنا
پوروشوتام تیمالسنا کارشناس سفر
ما تعطیلات شخصی‌سازی‌شده‌ی بی‌نظیری را برای شما برنامه‌ریزی خواهیم کرد.
درخواست کمک ⮞